|
«به قول فيسنژر پزشك معروف فرانسوى: يبوست مزاج كه امّ الامراض است امروزه عموميت پيدا كرده و به نام بيمارى تمدّن جديد ناميده شده است»[2] آقای احمد حاجی شریف در کتابش غلظت خون را هم به یبوست اضافه می کند و می گوید: «ام الامراض، يبوست و غلظت خون است لذا از يبوست جلوگيرى نموده و از انجام دادن حجامت غافل نشويد.» [3] درمان یبوست نوئل فيسنژر[4] كه يكى از سرشناسترين دانشمندان كنونى است، می گوید:«يبوست مزاج كه امّ الامراض بوده و خاص تمدن جديد است به وسيله نان سفيد عالمگير شده است. وی ثابت كرده است كه يبوست مزاج زاييده تمدن جديد است زيرا مردم چون مىخواهند نان خيلى سفيد بخورند، سبوس آن را حذف مىكنند و علت مستقيم يبوست، حذف همين سبوس گندم است. به اين جهت براى معالجه يبوست مزاج، بعضى از اطبا بيماران خود را با سبوس گندم معالجه مىكنند.»[5] ایشان یک درمان دیگر نیز معرفی می کند: «انگور يبوست مزاج را كه امّ الامراض است و به بيمارى تمدن معروف شده، بر طرف مىكند.»[6] پزشکان و اطبّاء سنتی معتقدند که: «براى درمان يبوست سستى مىتوان از ملينات، تخم كتان، اسپرزه، آگارآگار، روغن كرچك خالص،,Rhamne كاسكارا،Bourdaine و يا سنا كه محرك عضلات صاف روده مىباشد و نيز سولفات دوسود تنها و يا فسفات دوسود محلول در آب ويشى (يا آب على) و يا ستيرات دوسود و سولفات دومنيزى بمقدار كم تجويز نمود. » [7] یا «براى درمان يبوست با انجير مىتوانيد به اين دستور عمل كنيد: در ظرفى كه شير دارد سه انجير خشك را كه چهار قسمت شده با دوازده كشمش بيندازيد و بجوشانيد و صبح ناشتا بخوريد يا بهتر است چهار انجير خشك را در ليوانى كه يك چهارم آن با شير يا آب است بپزيد. همين كه محتوى آن به يك چهارم رسيد و با جوشيدن حجم آن كم شد آن را صاف كنيد و شيره آن را مصرف كنيد» [8] «در تحفة المؤمنين و مخزن الادويه آمده است: «انگور ملين طبع است» و پروفسور لاسابلير هم عين اين عقيده را اظهار داشته و مىنويسد: «براى درمان يبوست مزاج بايد انگور شيرين را با پوست و هسته خورد» [9] داروهای دیگر مانند: برگ سنا مکی، برگ درخت بید، روغن زیتون و بادام، روغن حیوانی همراه با خاکشیر، تخم خیار چمبر، روغن بزرک، جوشانده گل ختمی، زنجبیل در آب گرم بخورد، هندوانه و کاهو، بارهنگ، ریشه زرشک، کنجد و روغن آن و.... قابضات و مسهلات یبوست طبعاً بعضی غذاها قابض می باشند، یعنی ایجاد یبوست می کنند و حرکت فضولات را در مجرای روده ها کُند می کنند (و یا گرم و خشکند که در مسیر هضم آب بدن را مصرف می کنند و تفاله ی غذا در آخرین ایستگاه [روده قولون] خشک می شود) و جلوی فضولات بعدی را می گیرد و این روند ادامه دارد. پس گام اول خودداری از خوردن غذاهای قابض و گرم و خشک و تنقّلات کارخانه ای است. در مقابل بعضی از غذاها هم مسهل هستند، یعنی روان کننده ی مجرای تخلیه(روده ها) و موجبات تخلیه ی سریع فضولات را فراهم می کنند. دانستن این مطلب در درمان هر دو حالت مفید است، غذاها و داروهایی که به عنوان رافع یبوست ذکر شدند، بیشتر حالت مسهلی دارند. لازم به ذکر است که بیشتر قابضات طبع سرد دارند، برخی از مجففات هم در از بین بردن اسهال مفیدند. قابضات: سنجد، سرکه و ترشی، میوه های ترش، انارترش و (پوست خشک انار)، سدر، صمغ عربی، سماق، نعنا خشک، چای خشک(با ماست) دوغ گاو، آش زرشك، ريواج(ریواس)، طباشير، مقل مکی، قرص كهربا، رب به، دانه مورد، زعرور، هليله، خرنوب، پارههاى به ترش، لیمو، گشنيز خشک، سائیده ی كاسنى، عصى الراعى، عوسج، تخم كاهو، برگ و تخم خرفه، پالك، خيار، بادرنگ، تربز، جو، رب انار، شربت ليمو، آب كاسنى سبز، آب زرشك، سيب ترش، به ميخوش، سليخه، انيسون، دارچين، تخم مويز، سفرجل (گلابی)، سويق، حب الآس، جفت بلوط، شاه بلوط، غوره، کافور، مصطکى، سعد كوفى، سنبل الطيب، اسارون، فوه، زعفران، كندر، گل سرخ، دانه ی انار ، گلنار، گل ارمنى، اقاقيا، خرفه، صندل. کته ماست و موز(برای رفع اسهال مجرّب است). آنچه گفتیم و نگفتیم از خوردنی ها بود، البته برای رفع اسهال راه های دیگری هم هست، گاهى علاج اسهال به مدرّات و معرّقات و موسعات مسام و مقيات است. و گاهی هم از پرهیز از خوردن غذاهای مایع و مصرف اغذیه جافّه(خشک) مثل نان برشته. مسهلات: در درجه اول باید دانست که استعمال مسهلات به نفع بیمار هست یا نه؟ و در درجه بعد باید بدانید که نوع و میزان مجاز مصرف مسهل چقدر است؟ «امّا استعمال مسهلات قطع نظر از اينكه خود بنفسها صدمه مىزند، چون منافى طبع است، مضعف است و جبران ضعف آن به زودى مشكل به استعمال مقوى است.» [10] چند نمونه از مسهلات یبوست: شاهتره، تمر هندی، فلوس، ترنجبین، زنجبیل، کنجد، بسفايج، لعاب حلبه، شير تازه، حلتيت، مقل، سكبينج، شكر سرخ، بوره، آلوها و قوی ترین مسهل سقمونیا است که در چیز مثل سیب نضج می دهند و سپس مصرف می کنند. و مجربات دیگری که در بالا ذکر شد. 2- نزله و زکام در قانون شیخ چنین آمده: «در بيمارىهاى نزلهاى، تصاعد بخارات زياد از بدن در اثر نارسايى در گوارش بدن، و تبديل آن به نزله در اثر سردى خارج از اعتدال مغز و ريزش آن به اعضاى ضعيف بدن باعث به وجود آمدن طيف گستردهاى از بيمارىها مىگردد به همين دليل در طب از نزله به أمّ الأمراض ياد مىشود.» [11] مرحوم محمد اعظم ناظم جهان در اکسیر اعظم نزله را امّ الامراض معرفی می کند، او به نقل از انطاکی و شیخ چنین می گوید: « انطاكى گويد كه سبب زكام يا از داخل بود مثل ضيق دماغ كه آنچه از فضول به سوى آن متصاعد شود به سبب كثرت آن دفع كند ... و بيشتر عروض نزلات امزجه رطبه و مشائخ را و در خريف در ربيع و بلدان شماليه و جنوبيه بهم مىرسد و از امراض مخوفه است اگر به سوى ريه فرود آيد و ماده حار حاد باشد و اطباء نزله را امّ الامراض مىنامند به جهت آنكه ماده و باعث اكثر امراض است بالذات يا بالعرض. و ايضا شيخ مىفرمايد كه زكام و نزله حادث از سردى بيشتر از آن افتد كه از گرمى حادث شود و صاحبان مزاج گرم شديد الاستعداد براى قبول اسباب خارجى فاعل زكام از صاحبان مزاج سرد مىباشند و اصحاب امزجه حاره اكثر ايمن از عروض زكام و نزله حادث از اسباب بدنى نسبت به اصحاب امزجه بارده هستند.»[12] مرحوم محمد کاظم گیلانی در خصوصیات فصل زمستان می فرماید: «و امراض اين فصل مختصرا زكام و نزله و سرفه است به واسطه توليد بلغم وافر، و امراض بلغمى در اين فصل زياد است به سبب تكثيف مسام سر و بدن و كثرت ارتفاع ابخره غليظه متولده از مواد بارده رطبه به سوى سر و انصباب و نزول آن به هر عضوى كه ضعيف باشد مانند دندان و گوش و چشم و حلق و حجابات صدر و قصبه ريه و ريه و معده و غيرها و مسمى مىشود به اسم مرض خاص مثلا در چشم، رمد در حلق، خناق و در حجابات صدر، ذات الجنب به اقسامها و در قصبه ريه، ذات الريه و سل و لهذا زكام و نزله را امّ الامراض ناميدهاند.»[13] یا این قول: «زكام، اين مرض امّ الامراض ناميده شده، تجلّب[14] فضول رطبه[15] است از دو بطن[16] مقدّم دماغ بسوى منخرين[17] يا از حرارة است يا برودة (سردى) اما حرارة يا خارجى است مثل رسيدن حرارت آفتاب بسر و علاجش سرد كردن سر است (خنك كردن) به ضمادات (ماليدني هاى غليظ) و اطليه بارده (ماليدني هاى رقيق).» [18] «زكام بيمارى رايجى است كه اكثر مردم بطور سرپائى به آن مبتلا شده و بهبود مىيابند. بعضى از پزشكان من جمله اطباء سنتى آن را امّ الامراض ناميدهاند. چون بدن را ضعيف كرده و براى ابتلا به بيماری هاى ديگرى آماده مىسازد.»[19] 3- سوء هاضمه مرحوم ارزانی سوء هاضمه را ام الامراض معرفی می کند، وی می گوید:« فساد هضم ام الامراض است و منبع الاسقام، از امر هضم غافل نبايد بود و عوارضات آن را زود تدارك بايد نمود.» [20] صاحب اکسیر اعظم نیز می گوید: «و بدان كه فساد هضم مؤدى به امراض كثيرهى مثل صرع و ماليخولياى مراقى و مانند آن مىگردد بلكه آن ام الامراض و منيع الاسقام است پس از امر هضم غافل نبايد بود و عوارض آن را زود تدارك بايد نمود.» [21] 4- ضعف و گرسنگی مرحوم کرمانی ضعف و گرسنگی را ام الامراض می داند، در کتابش چنین نوشته: «روايت شده است از حضرت ابى عبد الله عليه السلام: لا تنفع الحمية للمريض بعد سبعة ايام ، يعنى براى بيمار پس از هفت روز پرهيز سودى ندارد. بنابر اين كم كردن غذا بيش از هفت روز نتيجهاى ندارد، زيرا در اين هفت روز بيمارى رو به پيشرفت است و اخلاط در حال نضجند و طبيعت مشغول بدين كار است، بنابر اين بايد از ايجاد خلط جديد جلوگيرى كرد زيرا هر چه خلط تازهاى پديد آيد به خميره بيمارى مىرسد و آن را نيرو مىدهد و اگر نه اين بود كه ترك غذا، سبب ضعف كه خود امّ الامراض و سبب تباهى بدن است نبود، سفارش مىكرديم كه بيماران در اين روزها بكلى از خوردن غذا بپرهيزند.» [22] 5- سودا و اخلاط ته نشین شده مرحوم کرمانی در دو رساله طبی خود، اخلاط ته نشین شده در عروق را ام الامراض می نامد، و چنین می گوید: اگر اعضاء قادر به دفع فضولات نباشند و آن را تصفیه نکنند، و کبد هم ضعف داشته باشد و نتواند غذا را از فضولات ثلاثه صاف و جدا کند، فضولات به اعضا بر می گردد و در میان اعضا و عروق رسوب می کند و روی هم اضافه می شود تا این که بیماری ها را ایجاد می کند. «قد حققنا ذلك فى شرحنا على رسالة الشيخ الاوحد اعلى اللّه مقامه المسى بكشف الاسرار مجملا فان كانت الاعضاء ضعيفة لم تقدر على دفع هذه الفضول بقيت فى خلل الاعضاء و لربما كان فى الكبد ايضا ضعف و لم يصفّ الغذاء من الفضول الثلاثة و بقيت فيه الى ان وصل الى الاعضاء و فيها ضعف فلم تدفع الفاضل عن نفسها فبقيت فى الخلل و زادت شيئا بعد شىء حتى احدثت امراضا فى البدن و هذا الباقى فى الخلل هو الطرطير الذى هو امّ الامراض و اصلها و منشأها و لا يضعف عضو و لا يحدث فيه مرض الا من جهة هذا الطرطير فهو العلة المادية لكل مرض يحدث فى بدن الانسان.» [23] طرطیر در این عبارت همان رسوبات جداره ی عروق می باشد، یا به نقل بهتر سودای ته نشین شده. 6- تصلب شرائین دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی معتقد است که تصلّب شرايين سر منشأ بسیاری از بیماریها است، وی می گوید: « علت حقيقى و ريشه اصلى پيدايش تصلب شرائين و بيماريهاى ناشى از آن جزء اسرارى است كه بر عامه پزشكان جهان مكتوم است و آن بدون كوچكترين شك عبارتست از ترك يك سلسله اصول و آيين و قواعد و قوانين مندرج در كتاب قانون ابن سينا كه ضامن سلامت و تأمينكننده بهداشت تن و روان افراد بشر بوده و بسط آنها در شرق و غرب عالم به صورت يك سلسله عادات و آداب اجتماعى در آمده و مردم نسلاً بعد نسل به آنها عمل مىكردند و از ابتلا به اكثر بيماري ها و به ويژه تصلب شرايين و بيماريهاى قلب و عروق در امان بودند. ولى از دهههاى نخست قرن بيستم به بعد اين عادات و آداب اجتماعى در سراسر جهان كم و بيش ترك شد و جاى آنها را عادات و آداب ديگرى گرفت و به موازات اين تغيير و تحول تعداد مبتلايان به تصلب شرايين با سرعت سرسام آورى افزايش يافت، بنابراين تنها راه براى جلوگيرى از پيدايش اين آفت بزرگ كه آن را مىتوان ام الامراض خواند.» [24] چاقی و پرخوری بی تردید چاقی یک بیماری است، فردی که بیش از حد نیاز بدنش غذا می خورد، معده ی او گنجایش و توان هضم چربی ها را ندارد و این چربی ها در عروق و شریان ها رسوب کرده و خود مقدمه بیماری دیگری مانند قند خون، چربی خون، فشار خون، و عوارض ناشی از این بیماری ها می شود. پس کم خوری یا اندازه خوردن و به موقع خوردن، جلوی خیلی از بیماریهای را می گیرد. «علتهايى كه شخص دچار چاقى مىشود: 1- بد كار كردن غدد بدن. 2- وراثت و عامل ژنتيكى. 3- ناراحتىهاى عصبى و روحى. 4- گرسنگى پنهان. 5- ورزش نكردن. 6- مصرف الكل و شيرينى. 7- بيمارى كمى قند خون هيپوگليسمى. 8- سوء تغذيه و عدم مصرف ويتامينها و عناصر حياتى. 9- مصرف غذاهاى مصنوعى و ساختگى و غير طبيعى. 10- با عجله غذا خوردن. 11- استفاده از غذاهاى مانده. 12- پرخورى. 13- غذاى نامنظم و تركيب نادرست غذاها.» [25] دین ما برای غذا خوردن هم برنامه دارد، اگر مطابق آن عمل کنیم، بیمار نخواهیم شد؛ «امير المؤمنين على بن ابى طالب(علیهما السلام) بفرزندش حسن (علیه السلام) فرمود: فرزندم چهار خصلت تو را نياموزم كه بواسطه آنها از علم طب بىنياز گردى؟ عرض كرد: آرى يا امير المؤمنين. فرمود: تا گرسنه نشدهاى بر سفره غذا منشين و تا هنوز ميل بخوردن دارى از كنار غذا برخيز و كار جويدن را نيكو انجام بده و چون خواستى بخوابى براى قضاى حاجت به مستراح برو كه چون اين چهار كنى از طب بىنياز گردى.» [26] چاقی در یک تعریف پزشکی: «چاقى يكى از اقسام و اشكال بيمارىهاى سوء مزاجى مىباشد كه از ناتوانى كبد و غدد درونى بدن (هيپوفيز، تيروئيد و ...) پديدار مىگردد و آن نيز به علت ضعف و كاهلى اعضاى مذكور است كه موجب سستى و كندى در اعمال شيميايى بدن مىشود.»[27] بدن افراد چاق احساس گرسنگی بیشتر می کند، معده ی آنها بیش از حد معمول بزرگ شده و مقدار بیشتری از غذا را در خود جای می دهد و این در حالی است که بدنشان به آن همه غذا نیاز ندارد، لذا غذای مازاد تبدیل به چربی و یا رسوب شده و بر وزن افزوده می شود. پزشکان برای درمان چاقی از روشهای مختلفی چون قرار دادن بالن در معده، بستن معده، جراحی و کوچک کردن معده، رژیم های غذائی خاص و.... استفاده می کنند. وزن زیاد بر عضلات پا و زانو فشار می آورد و فرد به زانو درد، پا درد، خار پاشنه و... مبتلا می شود. افراد چاق معمولاً با مشکلات تنفسی و قلبی هم روبرو هستند. چاره ی همه این دردها در عمل کردن به روایت امیر بیان، حضرت علی بن ابیطالب(علیهما السلام) است. ما خود طبیبانی داریم که طبیب الاطبّاء هستند، یعنی پزشکان باید در مکتب آنها زانوی ادب بزنند و درس بیاموزند، خیلی مانده تا بعضی از فرمایشات ائمه اطهار(علیهم السلام) و نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله) برای بشر امروزی رمز گشائی شود. «هيچكس در برابر سر پيچى از قوانين طبيعى بدون مجازات نخواهد ماند. (آيا مجازات پرخورى و بدخورى، عوارض قلبى، فشارخون، چاقى بىقواره، نقرس، مرض قند و دهها بيمارى ديگر نيست؟!).آدمى چه بخواهد، چه نخواهد؛ چه بداند و چه نداند، اين عوارض مزاحم كمكننده طول عمر، به علل فوق پيش خواهد آمد. بله، اينجا است كه نصايح گرانبهاى آخرين پيامبر الهى محمد مصطفى (صلوات الله علیه و آله) چون نورى جهان دانش را روشن كرده است: هر كس كم خورد سالم ماند و هر كس بسيار خورد، تنش بيمار و دلش سخت گردد. [28] یا این روایت رسول گرامى(صلوات الله علیه و آله): صوموا تصحوا[29] روزه بداريد تا سالم شويد.» [30] درمان چاقى «اگر فردى چاق هستيد و مىخواهيد لاغر شويد بايد از خوردن: گوشت، چربىجات بخصوص روغنهاى مايع نباتى، كره، شير، پنير، ميوههاى روغنى، تخممرغ، سيبزمينى، نان قندى، شيرينىهاى قنادى، برنج، قند، نمك، عسل، خرما، كشمش و انجير خشك پرهيز كرده و از خوراكىهاى لاغركننده زياد استفاده كنيد، مانند: آبغوره، آب انگور سبز و نارس، آبليمو، سركهى انگور، سركهى سيب، آب پرتقال ترش، هندوانه، خربزه، گرمك، توتفرنگى، گيلاس، آلبالو، هلو، آلوچهى براقانى، سيب درختى، هويج، كاهو، پياز، ترهفرنگى، اسفناج، شلغم پخته، ماش و آش سركه. همچنين حمام بخار و فعاليتها و پيادهروىهايى كه باعث عرقريزى شوند نيز مفيد خواهند بود.» [31] همه ی این موارد به دلائل ذکر شده مهم هستند و باید سریع در رفع آنها کوشید.
تحقیق: هاشم مالکی آبان 1392
[1] - طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا عليه السلام)، ص: 201 [2] - مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى، ج1، ص: 113 [3] - دائرة المعارف گياه درمانى ايران، ص: 27 [4] - Noel Fissinger [5] - مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى، ج1، ص: 221 [6] - مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى، ج2، ص: 362 [7] - راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، ج1، ص: 64 [8] - مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى، ج1، ص: 199 [9] - مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى، ج2، ص: 372 [10] - شش رساله كهن پزشكى (حفظ الصحة)، ص: 111 [11] - قانون در طب (ترجمه)، ص: 319/ شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة، ص: 47 [12] - اكسير اعظم، ج1، ص: 525 [13] - حفظ الصحة ناصرى، ص: 87 [14]- ( 1) جلب كردن [15]- ( 2) تره [16]- ( 3) شكم [17]- ( 4) دو سوراخ بينى [18] - راهنماى داروهاى تندرستى، متن، ص: 3/ دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج9، ص: 265 [19] - طب سنتى سينا، درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى، ص: 18 [20] - طب أكبرى، ج1، ص: 602 [21] - اكسير اعظم، ج2، ص: 411 [22] - دقائق العلاج، ج1، ص: 232 [23] - كرمانى (حقائق الطب)، النص، ص: 36 [24] - دارو، مسئله پزشكى قرن، ص: 290 [25] - دائرة المعارف گياه درمانى ايران، ص: 985 [26] - الخصال / ترجمه فهرى، ج1، ص: 254 [27] - راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، ج3، ص: 254 [28] ( 1)- من قل طعمه صح بدنه و من كثر طعمه سقم بدنه و قسا قلبه( نهج الفصاحه 2779) [29] ( 2) دعائم الإسلام، ج1، ص: 343 [30] - هميشه لاغر و سلامت باشيد، ص: 91 http://tebislami.blogfa.com/
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ساعت 9:53  توسط مجید یوسفی
|
|