اخلاط در عروق می چرخند و بدن را تغذیه می کنند و بخار خلط تحت عنوان ارواح مادی همراه اخلاط سراسر بدن را طی می کنند تا به اندام مقتضی به خصوص اندام فوقانی می رسند.

 

ارواح مادی بر اساس نظریه بوعلی چهار روح مادی داریم و یک روح غیرعادی، روح حیوانی در قلب، روح نباتی در کبد، روح نفسانی در مغز و روح جنسی در اندام جنسی وجود دارد که این چهارتا ارواح مادی نامگذاری می شود. غذاهایی که به چهار اندام اصلی بخواهیم برسانیم که از جنس لطیف اند اگر از طریق غذا بخواهیم این را تأمین کنیم بایستی غذاهای لطیفی به آن اندام برسانیم. اگر غذاهای کثیفی بخوریم توان تغذیه به هرکدام از اندامهای اصلی کاهش پیدا می کند یا به تعبیر دیگر روح کثیف به این اندامها می رسد. مثلاً وقتی که شب عدسی با گوشت گاو می خوریم تا صبح خوابهای وحشتناک می بینیم که ناشی از روح کثیف نشأت گرفته از غذای سرد و سنگین و سقیل الهضم است.

 

و برعکس آن میتوان با غذای لطیف خوردن خوابهای خوش پدید آورد. این سیکل طبیعی غذاست امّا یک سلسله غذاهایی وجود دارد که لازم نیست این سیر طولانی هضم و جذب را طی کنند که سیکل طولانی اش را آقای (اخوینی) 24 ساعت تعریف میکند. از زمانی که غذا وارد دهان میشود تا زمانیکه به شکل خلط و یا روح جذب بدن میشود. عسل کمترین زمان را برای جذب طی میکند. در میوه ها خربزه و انگور هم کمترین زمان را برای جذب طی می کنند. در خیلی از موارد شرایط توان صبر کردن را نداریم که 24ساعت زمان را تحمل کنیم تا غذا جذب بدن شود و میخواهیم که در زمان کوتاهتری به نتیجه غذایی برسیم، در اینجا مستقیماً از غذاهایی غذاهایی استفاده می کنیم که نقش آنها نقش ارواح است یا شکل ارواح در طبیعت دارند، ارواحی که بحث کردیم ارواحی مادی هستند مثل :عطر، عطر را نمی توانیم در فضا مشاهده کنیم و فقط از طریق کاهش ظرف عطرمان می فهمیم که مقداری عطر هزینه شده، از این طریق می فهمیم بویی که در هوا پخش است یک ماده است، منتها از بس لطیف است قابل رؤیت نیست و عطرها همه خون لطیف پدید می آورند و اندامهای مختلف را غذا می دهند.

 

یکی از روایح مهم و بسیار پر ارزش برای سلامت که در سلامت جسم و روان نقش دارد و از فرط بداعتش ناپیداست،(از بس هست، نیست) هواست.  هوای لطیف خون صاف میسازد و خون لطیف روح لطیف پدید می آورد و اندامهای مختلف را غذا می دهند.

 

یکی از روایح مهم و بسیار پرارزش که در سلامت جسم و روان نقش دارد و از فرط بداعتش ناپیداست(از بس هست، نیست) هواست.

 

هوای لطیف خون صاف می سازد، اگر انسان 24 ساعت یک هوای  لطیفی را استنشاق کند اخلاق، نحوه تفکر، رنگ پوست، گوارش و اشتهایش تغییر میکند.

 

به عنوان مثال شیرینی یزدی که در خود یزد زیاد مورد استقبال قرار نمی گیرد در تهران و شمال کشور زود تمام میشود، حال این سؤال پیش می آید که چرا اشتهاها در این مناطق باز می شود؟ رطوبت هوا اشتها را باز میکند، از این جهت رسم شمالی ها، رسم موافق با شرایط اقلیمی است، هرکس در هر موقع وارد خانه شمالی ها شد سفره را برایش می گشایند.

 

پس اولین رایحه هواست، هوای لطیف خون لطیف میسازد و خون لطیف روح لطیف پدید می اورد و روح لطیف تفکر لطیف ایجاد می کند، نحوه برخورد با انسانها متفاوت می شود نحوه نگرش به جهان تغییر پیدا می کند و این غذایی است گه ناخودآگاه انسان تناول می کند.

 

رایحه با سرعت جذب مغز میشود و روح نفسانی باسرعت بالا تحت تأثیر رایحه است، از این رو وقتی میخواهیم بیهوشی پدید آوریم از طریقف استنشاق پدید می آوریم.

 

روایح درجه بندی دارند، سلسله مراتب لطیف و لطیف تر، لطیف و شبه لطیف، و لطیف و غلیظ دارند و همچنین گرمی و سردی دارند.

 

برخی از روایح از شدت گرمی موجب خونریزی بینی می شوند مثلا بوی مشک که خیلی گرم است، عنبر بوی گرم و لطیفی دارد.(اجنه چون جسمشان لطیف است تغذیه شان هم باید لطیف باشد.)

 

بوی سرد از بوی تعفن گرفته تا بوی سرکه، بوی اسیدی و بوی عفونت بدن.

 

در طب سنتی داروهای بیهوشی داروهای گرم هستند، که از شدت گرمی بیهوش می کنند و با سردی به هوش می آورند ولی داروهای جاری داروهای سرد هستند.

 

بهترین چیزی که برای یک فرد افسرده مفید است استشمام عطر است، مثل عطر گل محمدی که 2 الی 5 دقیقه بیشتر طول نمی کشد.

پس رایحه درمانی یک درمان اورژانس است.


از بینی تا مغز

 انسان می بیند، میشنود، استشمام می کند، می چشد و مزه می کند ولی نه بوسیله چشم، گوش، بینی و یا زبان خود. این ها، اندامهای حسی ای هستند که فقط تحریکات عصبی مربوط به حس خود را دریافت   و سپس این دریافتها را به مغز هدایت می کند در آنجا و در مرکز سیستم عصبی سیگنال های بیو شیمی و بیو الکتریکی اندامهای حسی به قسمتهای مخصوص آنرا در مغز انتقال یافته و سپس ما آنرا حس می کنیم. به همین علّت ما قادر هستیم موقعیت خود را در محیط اطرافمان تشخیص داده و در مقابل مسائل خارجی و محیطی خود عکس العمل نشان دهیم .

 

 

حس بویایی

 

در زمان گذشته هنگامی که در زندگی در اعماق تاریک دریاها و اقیانوسها آغاز شد حس بویایی مهمترین حس موجودات اولیه به حسابل می آمد، بعدها که زندگی بر روی خشکی کشیده شد باز هم این حس اهمیت خود را از دست نداد. برای انسانهای اولیه علاوه بر قوهۀ بینایی و شنوایی تکامل یافته، هنوز حس بویایی نقش مهمی داشت و او را دربرابر بسیاری از خطرات پیرامونش آگاه و محافظت می کرد، بدون آنکه خطرات را ببینند و یا بشنوند.

 

با اینکه انسان مانند برخی از حیوانات (سگ) دارای حس بویایی قوی و حساسی نیست، امّا این قوه، در موقعیت های متفاوت زندگی از او ، در مقابله با حوادث ناگهانی یا خطرات جدّی زندگی، محافظت می کند و گاهی نیز او را از مرگ در امان می دارد. به طور مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد: وقتی مواد غذایی بوی بدی می دهد از خوردن ان اجتناب می کنیم زیرا بوی بد مواد غذایی حاکی از فساد آن است و ما بر حسب تجربه می دانیم برای سلامتی مضر است، و یا بوی دود خطر آتش سوزی و خفگی را یادآور شده که باعث می شود از رفتن به آن محیط پرهیز کنیم. بوی بد گاز که از لوله های خراب و پوسیده به مشام می رسند، نشاندهنده خطر اشتعال شعله و در نتیجه فاجعه آتش سوزی است. در این موارد، حس بویایی می تواند گوی سبقت را از دیگر از حوادث ما برباید. مثلاً وجود گاز را در محیط از بوی آن تشخیص می دهیم بدون آنکه بتوانیم آنرا ببینیم و یا بشنویم. در مواقعی نیز حس بویایی به کمک حواس دیگر ما می آید انرا تأیید می کند و ما را از خطر اگاه می سازد.

 

در اکثر مواقع آگاه نیستیم که بوسیلۀ حس شامۀ خود هدایت می شویم و یا تصمیم می گیریم. این طور تصور می شود که در مقابله با فرد دیگری که هیچ شناختی نسبت به او نداشته و روحیات او را نمی شناسیم، اگر بوی مطبوعی از او استشمام نکنیم تمایلی نیز به برقرار کردن ارتباط با او نداریم، حتّی اگر چشمها و گوشهایمان پیامهای مثبتی از آن فرد به ما بدهند تأثیرات ناخوداگاهی که از حس بویاییمان دریافت می کنیم نقش اساسی و مهمی را در رایحه درمانی داند.

 

اهمیت حس بویایی در بسیاری از موارد به صورت مشخص دیده می شود. مثلاً اولین حسی که در جنین پدید می آید حس بویایی است. نوزاد ابتدا مادرش را به وسیله همین حس تشخیص می دهد.

 

براساس جدید ترین تحقیقات، مشاهده شده بزرگترین اجتماع ژنی که حس بویایی انسان را به وجود می آورند بر روی کروموزوم X قرار دارند و به همین خاطر است که زنان و مردان دارای حس بویایی مساوی و مشابهی هستند. بر اثر مطالعه بر روی ژن ها، می توان تشخیص داد چگونه حس بویایی انسان بر اثر گذشت زمان و تأثیرات محیطی و اکتسابی همواره تنزل پیدا کرده است. در انسان امروزی تقریباً  ژن های مسئول حس بویایی غیر فعال شده و ما تنها 347 عدد از این ژن های مخصوص را به کار می گیریم.

 

رایحه درمانی ذاتاً و به اقتضای طبیعت خود، بر یک حس بویایی سالم تأثیر پذیر خواهد بود. فقط در این شرایط است که مواد مؤثر از طریق روغن های معطر، می توانند تأثیرگذار باشند. هر فردی که رایحه درمانی را به طور مرتب انجام دهد کمکم متوجه می شود حس بویایی اش از طریق این تمرین ها قوی تر و حساس تر خواهد شد.


 

ارگان های حس بویایی

 

بینی و سلولهای بویایی آن، ز اندام های حس بویایی هستند. به وسیله این سلولها، بینی قادر است هوای تنفس شده را پاکسازی، مرطوب و کمی گرم کند. به همین خاطر است که اگر به اشتباه از راه دهان تنفس کنیم ه بسیاری از بیماریهای تنفسی مبتلا می شویم.

 

بخش بیرونی بینی از استخوان و غضروف ساخته شده است. استخوانهای بینی یک زوج هستند که در خط میانی به هم چسبیده اند و نیمۀ بالایی بخش بیرونی بینی را تشکیل می دهند. این دو استخوان از بالا به استخوان پیشانی متصل اند. این نقطۀ اتصال را ریشۀ بینی یا بیخ بینی می نامند. بخش درونی بینی دارای تیغه ای است که آنرا ب دو حفرۀ راست و چپ تقسیم می کند. هوا از راه سوراخهای بینی به دورون حفره های بینی راه می یابد و به سوراخهای پسین یا سوراخهای ته بینی و سپس به حلق می رسد.

 

سقف بینی از صفحۀ افقی استخوانی پرویزنی، که در قاعدۀ جمجمه جای دارد، تشکیل شده است. کف بینی را کام سخت و کام نرم تشکیل داده اند. کام سخت، استخوان سقف دهان است که زیر آن سقف دهان و روی آن کف بینی را تشکیل می دهد. بخش پسین کام سخت، از استخوان کام است که به سوی بالا کشیده می شود و به استخوان پروانه ای در قاعدۀ جمجمه می پیوندد. بخش پیشین کام سخت، از استخوان آروارۀ بالایی است.

 

یواره های پهلویی حفرۀ بینی از استخوان آروارۀ بالایی، استخوانهای صدفی یا شاخکهای بالایی و میانی بینی(که مربوط به بخشهای اسفنجی استخوان پرویز نی هستند) و شاخک پایینی بینی(که استخوان مستقلی است) و صفحۀ مدیال زائدۀ بانی استخوان پروانه شکیل شده است. استخوان پیشانی و استخوان پروانه ای سینوس های بزرگی دارند که به حفرۀ بینی راه دارند. شاخک های بالایی، میانی و پایینی به درون حفرۀ بینی پیش آمدگی پیدا کرده اند و موجب گستردگی رویۀ درون حفره های بینی شده اند.

 

تمام حفرۀ بینی با پردۀ مخاطی مژکداری پوشیده شده است. این پردۀ مخاطی پر از کرک است و هوای تنفسی به هنگام عبور از روی آن، گرم و مرطوب می شود، ذرات گرد و غبار به موهای درون بینی گیر می کنند و به عقب، به سوی حلق، حرکت داده می شوند تا با خلط خارج شوند. پایانه های عصبی حس بویایی در بالاترین بخش حفرۀ بینی در صفحه های پرویزنی (غربالی) استخوان پرویزنی جای گرفته اند.

 

تیغۀ بینی، حفرۀ بینی را به دو نیمۀ چپ و راست تقسیم کرده است. بخش بالایی تیغۀ بینی را صفحۀ آویزی (عمودی) استخوان پرویزنی تشکیل داده که با استخوان های بینی، پیشانی و پروانه ای در ارتباط است. بخش پسین تیغۀ بینی را استخوان(ومُر) تشکیل می دهد ولی بخش پیشین و زیرین تیغه از جنس غضروف است. انحراف تیغۀ بینی یکی از علت های شایع، گرفتگی بینی است. موارد زیادی از انحراف بینی مربوط به آسیب آن است ولی گاهی انحراف تیغۀ بینی از زمان کودکی و به تدریج پدید می آید. علت آن ناهماهنگی در رشد بخش های مختلف این تیغه است.


 در چند سال اخیر ثابت شده که بر روی پوست بدن نیز روزنه هایی وجود دارند که قابلیت پذیرش انواع رایحه ها را دارند. ولی به این پرسش که چطور رایحه از طریق پوست به داخل بدن نفوذ کرده و یا بدن، اکسیژن مورد نیاز خود را از سطح پوست دریافت می کند پاسخی داده نشده است.

 

اسپرم ها نیز نسبت به بو، حساسیت از خود نشان داده اند. در آزمایشی بر روی اسپرم ها ثابت شده که آنان به بوی گیاه موگه حساس هستند. به طوری که اسپرم ها در مجاورت این گل با سرعتی دوبرابر معمول به به سمت مرکز اصلی بو حرکت می کنند. امروزه قرص هایی نیز تولید شده که بوسیلۀ آن، حرکت اسپرم ها را متوقف می سازند. این امر به آن معنی است که ما قادریم از آن در پیشگیری از بارداری استفاده کنیم.در حال حاضر قرصهای پیشگیری از بارداری که اصطلاحاً قرصهای آروما نامیده می شوند هنوز به بازار نیامده اند ولی در آینده نزدیک می توان امیدوار بود که چنین داروهایی به جهان عرضه شوند.

http://www.asreteb.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ساعت 20:24  توسط مجید یوسفی  |