حس بویایی
در زمان گذشته هنگامی که در زندگی در اعماق تاریک دریاها و اقیانوسها آغاز شد حس بویایی مهمترین حس موجودات اولیه به حسابل می آمد، بعدها که زندگی بر روی خشکی کشیده شد باز هم این حس اهمیت خود را از دست نداد. برای انسانهای اولیه علاوه بر قوهۀ بینایی و شنوایی تکامل یافته، هنوز حس بویایی نقش مهمی داشت و او را دربرابر بسیاری از خطرات پیرامونش آگاه و محافظت می کرد، بدون آنکه خطرات را ببینند و یا بشنوند.
با اینکه انسان مانند برخی از حیوانات (سگ) دارای حس بویایی قوی و حساسی نیست، امّا این قوه، در موقعیت های متفاوت زندگی از او ، در مقابله با حوادث ناگهانی یا خطرات جدّی زندگی، محافظت می کند و گاهی نیز او را از مرگ در امان می دارد. به طور مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد: وقتی مواد غذایی بوی بدی می دهد از خوردن ان اجتناب می کنیم زیرا بوی بد مواد غذایی حاکی از فساد آن است و ما بر حسب تجربه می دانیم برای سلامتی مضر است، و یا بوی دود خطر آتش سوزی و خفگی را یادآور شده که باعث می شود از رفتن به آن محیط پرهیز کنیم. بوی بد گاز که از لوله های خراب و پوسیده به مشام می رسند، نشاندهنده خطر اشتعال شعله و در نتیجه فاجعه آتش سوزی است. در این موارد، حس بویایی می تواند گوی سبقت را از دیگر از حوادث ما برباید. مثلاً وجود گاز را در محیط از بوی آن تشخیص می دهیم بدون آنکه بتوانیم آنرا ببینیم و یا بشنویم. در مواقعی نیز حس بویایی به کمک حواس دیگر ما می آید انرا تأیید می کند و ما را از خطر اگاه می سازد.
در اکثر مواقع آگاه نیستیم که بوسیلۀ حس شامۀ خود هدایت می شویم و یا تصمیم می گیریم. این طور تصور می شود که در مقابله با فرد دیگری که هیچ شناختی نسبت به او نداشته و روحیات او را نمی شناسیم، اگر بوی مطبوعی از او استشمام نکنیم تمایلی نیز به برقرار کردن ارتباط با او نداریم، حتّی اگر چشمها و گوشهایمان پیامهای مثبتی از آن فرد به ما بدهند تأثیرات ناخوداگاهی که از حس بویاییمان دریافت می کنیم نقش اساسی و مهمی را در رایحه درمانی داند.
اهمیت حس بویایی در بسیاری از موارد به صورت مشخص دیده می شود. مثلاً اولین حسی که در جنین پدید می آید حس بویایی است. نوزاد ابتدا مادرش را به وسیله همین حس تشخیص می دهد.
براساس جدید ترین تحقیقات، مشاهده شده بزرگترین اجتماع ژنی که حس بویایی انسان را به وجود می آورند بر روی کروموزوم X قرار دارند و به همین خاطر است که زنان و مردان دارای حس بویایی مساوی و مشابهی هستند. بر اثر مطالعه بر روی ژن ها، می توان تشخیص داد چگونه حس بویایی انسان بر اثر گذشت زمان و تأثیرات محیطی و اکتسابی همواره تنزل پیدا کرده است. در انسان امروزی تقریباً ژن های مسئول حس بویایی غیر فعال شده و ما تنها 347 عدد از این ژن های مخصوص را به کار می گیریم.
رایحه درمانی ذاتاً و به اقتضای طبیعت خود، بر یک حس بویایی سالم تأثیر پذیر خواهد بود. فقط در این شرایط است که مواد مؤثر از طریق روغن های معطر، می توانند تأثیرگذار باشند. هر فردی که رایحه درمانی را به طور مرتب انجام دهد کمکم متوجه می شود حس بویایی اش از طریق این تمرین ها قوی تر و حساس تر خواهد شد.
ارگان های حس بویایی
بینی و سلولهای بویایی آن، ز اندام های حس بویایی هستند. به وسیله این سلولها، بینی قادر است هوای تنفس شده را پاکسازی، مرطوب و کمی گرم کند. به همین خاطر است که اگر به اشتباه از راه دهان تنفس کنیم ه بسیاری از بیماریهای تنفسی مبتلا می شویم.
بخش بیرونی بینی از استخوان و غضروف ساخته شده است. استخوانهای بینی یک زوج هستند که در خط میانی به هم چسبیده اند و نیمۀ بالایی بخش بیرونی بینی را تشکیل می دهند. این دو استخوان از بالا به استخوان پیشانی متصل اند. این نقطۀ اتصال را ریشۀ بینی یا بیخ بینی می نامند. بخش درونی بینی دارای تیغه ای است که آنرا ب دو حفرۀ راست و چپ تقسیم می کند. هوا از راه سوراخهای بینی به دورون حفره های بینی راه می یابد و به سوراخهای پسین یا سوراخهای ته بینی و سپس به حلق می رسد.
سقف بینی از صفحۀ افقی استخوانی پرویزنی، که در قاعدۀ جمجمه جای دارد، تشکیل شده است. کف بینی را کام سخت و کام نرم تشکیل داده اند. کام سخت، استخوان سقف دهان است که زیر آن سقف دهان و روی آن کف بینی را تشکیل می دهد. بخش پسین کام سخت، از استخوان کام است که به سوی بالا کشیده می شود و به استخوان پروانه ای در قاعدۀ جمجمه می پیوندد. بخش پیشین کام سخت، از استخوان آروارۀ بالایی است.
یواره های پهلویی حفرۀ بینی از استخوان آروارۀ بالایی، استخوانهای صدفی یا شاخکهای بالایی و میانی بینی(که مربوط به بخشهای اسفنجی استخوان پرویز نی هستند) و شاخک پایینی بینی(که استخوان مستقلی است) و صفحۀ مدیال زائدۀ بانی استخوان پروانه شکیل شده است. استخوان پیشانی و استخوان پروانه ای سینوس های بزرگی دارند که به حفرۀ بینی راه دارند. شاخک های بالایی، میانی و پایینی به درون حفرۀ بینی پیش آمدگی پیدا کرده اند و موجب گستردگی رویۀ درون حفره های بینی شده اند.
تمام حفرۀ بینی با پردۀ مخاطی مژکداری پوشیده شده است. این پردۀ مخاطی پر از کرک است و هوای تنفسی به هنگام عبور از روی آن، گرم و مرطوب می شود، ذرات گرد و غبار به موهای درون بینی گیر می کنند و به عقب، به سوی حلق، حرکت داده می شوند تا با خلط خارج شوند. پایانه های عصبی حس بویایی در بالاترین بخش حفرۀ بینی در صفحه های پرویزنی (غربالی) استخوان پرویزنی جای گرفته اند.
تیغۀ بینی، حفرۀ بینی را به دو نیمۀ چپ و راست تقسیم کرده است. بخش بالایی تیغۀ بینی را صفحۀ آویزی (عمودی) استخوان پرویزنی تشکیل داده که با استخوان های بینی، پیشانی و پروانه ای در ارتباط است. بخش پسین تیغۀ بینی را استخوان(ومُر) تشکیل می دهد ولی بخش پیشین و زیرین تیغه از جنس غضروف است. انحراف تیغۀ بینی یکی از علت های شایع، گرفتگی بینی است. موارد زیادی از انحراف بینی مربوط به آسیب آن است ولی گاهی انحراف تیغۀ بینی از زمان کودکی و به تدریج پدید می آید. علت آن ناهماهنگی در رشد بخش های مختلف این تیغه است.
در چند سال اخیر ثابت شده که بر روی پوست بدن نیز روزنه هایی وجود دارند که قابلیت پذیرش انواع رایحه ها را دارند. ولی به این پرسش که چطور رایحه از طریق پوست به داخل بدن نفوذ کرده و یا بدن، اکسیژن مورد نیاز خود را از سطح پوست دریافت می کند پاسخی داده نشده است.
اسپرم ها نیز نسبت به بو، حساسیت از خود نشان داده اند. در آزمایشی بر روی اسپرم ها ثابت شده که آنان به بوی گیاه موگه حساس هستند. به طوری که اسپرم ها در مجاورت این گل با سرعتی دوبرابر معمول به به سمت مرکز اصلی بو حرکت می کنند. امروزه قرص هایی نیز تولید شده که بوسیلۀ آن، حرکت اسپرم ها را متوقف می سازند. این امر به آن معنی است که ما قادریم از آن در پیشگیری از بارداری استفاده کنیم.در حال حاضر قرصهای پیشگیری از بارداری که اصطلاحاً قرصهای آروما نامیده می شوند هنوز به بازار نیامده اند ولی در آینده نزدیک می توان امیدوار بود که چنین داروهایی به جهان عرضه شوند.
http://www.asreteb.ir
